• حجت الاسلام نصر:

      راهکارهای قرآن برای مبارزه با شیطان

      تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۱۰/۲۶
      حجت الاسلام نصر با اشاره به اینکه عداوت شیطان با ما جدی است و نیتش راه پیدا کردن به من و شماست، افزود: اگر می خواهیم هیچ سلطه ای از ناحیه ابلیس به ما نرسد، با استناد به آیه 99 سوره نحل، باید مومن و متوکل باشیم.

      به گزارش روابط عمومی مجتمع‌های ولایت، حجت الاسلام نصر، کارشناس مذهبی در درس اخلاق در جلسه درس اخلاق مجتمع آفتاب ولایت، به دشمنی شیطان با انسان ها و راه های مبارزه با شیطان اشاره کرد.

      وی گفت: در سوره فاطر آمده است که عداوت و دشمنی شیطان شوخی نیست. در تمام آیات خداوند درباره شیطان کلمه «عدوا مبینا» را به کار می برد، تنها در یک آیه می فرماید: «ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا، شیطان دشمن شماست، او را دشمن گیرید.».عداوت او با ما جدی است، چون دستخالی و رانده شده است و قصدش راه پیدا کردن به من و شماست.

      خداوند در قرآن می فرماید:« إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً، إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً، وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً، إِلَّا الْمُصَلِّینَ، الَّذِینَ هُمْ عَلی‌ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ، همانا انسان، بی‌تاب و حریص آفریده شده است. هرگاه بدی به او رسد، نالان است. و هرگاه خیری به او رسد، بخیل است. مگر نمازگزاران. آنان که بر نمازشان مداومت دارند، همانا انسان، بی‌تاب و حریص آفریده شده است. هرگاه بدی به او رسد، نالان است. و هرگاه خیری به او رسد، بخیل است. مگر نمازگزاران. آنان که بر نمازشان مداومت دارند. ».

      انسان های صبوری هستند که جزع و فجزع نمی کنند و خداوند تحت عنوان مصلین از آن ها نام می برد، در مقابل کسانی هستند که وقتی شری به آن ها می رسد، جزع و فزع می کنند. مصلین کسانی هستند که بر نماز خود دائم هستند.منظور از نماز یعنی دوام ذکر. دائم الذکر بودن به چه معناست؟ یعنی تمام حرکات و سکنات ما در هر محیطی برای خدا باشد.

      آیه 37 سوره نور به افرادی اشاره می کند که از صفت تقوا برخوردار هستند و علل الدوام متذکر هستند و کار شیطان ملعون هم فریب دادن ماست. می فرماید:«رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاهِ وَ إِیتاءِ الزَّکاهِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ ، مردانی که هیچ تجارت و معامله‌ای، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، به خود مشغول نمی‌سازد، آنها از روزی که در آن، دلها و چشم‌ها دگرگون می‌شود، بیمناکند.». این

      در آیه 201 سوره اعراف آمده است «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ ، همانا کسانی که تقوا پیشه کرده‌اند، هرگاه وسوسه‌های) شیطانی به آنان نزدیک شود، متوجّه می‌شوند (وخدا را یاد می‌کنند)، آنگاه بینا می‌گردند. »

      حجت الاسلام والمسلمین نصر با طرح این پرسش که متقین چه کسانی هستند؟ افزود: در آیه ۹۰ از سوره مبارکه یوسف می‌خوانیم: «قالُوا أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قٰالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هٰذٰا أَخِی قَدْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ»؛ «گفتند: آیا تو خود (همان) یوسفی؟ گفت: (آری) من یوسفم و این برادر من است. به تحقیق خداوند بر ما منت گذاشت. زیرا که هر کس تقوا و صبر پیشه کند، پس همانا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند.».

      در این آیه عبارت «انه مَن یَتق و یَصبِر» آمده است. چون حضرت بوسف(ع)متقی بود زمانی که زلیخا او را دعوت کرد، فرمود «قال معاذ الله» و به خدا پناه برد.

      در آیه 25 خداوند می فرماید:«وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَمِیصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَ أَلْفَیا سَیِّدَها لَدَی الْبابِ، و هر دو بسوی در سبقت گرفتند و آن زن پیراهن او را از پشت درید. ».«واسبقا الباب»، صیغه مفرد مذکر نیست و مثنی است. چون یوسف و زلیخا هر دو فِرار می کنند و یک فعل را انجام می دهند، اما یکی به قصد گناه و دیگری به قصد فرار از گناه.

      پس یوسف نیتش خالص است و خدای متعال برای حضرت یوسف(ع) چه کاری انجام می دهد؟ خداوند در قرآن می فرماید:« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأی‌ بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِین ، و همانا (همسر عزیز مصر) قصد او (یوسف) را کرد و او نیز اگر برهان پروردگارش را نمی‌دید (بر اساس غریزه) قصد او را می‌کرد. اینگونه (ما او را با برهان کمک کردیم) تا بدی و فحشا را از او دور کنیم، چرا که او از بندگانِ برگزیده ما است. ».

      خداوند فحشا را از حضرت یوسف(ع) دور کرد نه حضرت یوسف(ع) را از فحشا

      فرمود ما فحشا را از حضرت یوسف(ع) دور کردیم، نه حضرت یوسف(ع) را از فحشا. فکر می کنند فرق می کند؟ یک زمانی می گوییم خدا یک کاری کن تا من گناه انجام ندهم و خودت را کنترل میکنی تا انشالله خدا تو را حفظت کند، اما یک زمانی می گوییم گناه در حریم من راه پیدا نکند.

      پشت یک تریلی نوشته بود، ای حادثه از من دور شو من غلام اباالفضل هستم. به حادثه می گوید سراغ من نیا. نمی گوید خدا کاری کن من تصادف نکنم؛ بلکه به حادثه می گوید اینجا نیا.

      خداوند در قرآن می فرماید:« إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرًا، خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.».در آیه تطهیر نفرمود «لیذهبکم عن الرجس». نفرمود شما را از پلیدی دور کرد؛ بلکه فرمود از شما پلیدی را دور کرد. یعنی شما را از پلیدی دور نکرد؛ بلکه پلیدی رخصت آمدن به حریم شما را نداشت.

      این استاد اخلاق افزود:چه چیزی باعث شد حضرت یوسف(ع) نجات پیدا کند؟ او گفت معاذ الله و به خدا پناه می برم. از صحن گناه فرار کرد . از تعبیر زلبحا استفاده می کنیم که زمانی که زنان مصر دستشان را بریدند گفت:« فذلکن الذی لمتننی فیه.»

      خداوند می فرماید:«قالَتْ فَذلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَ لَیَکُوناً مِنَ الصَّاغِرِینَ، (همسر عزیز مصر به زنانی که دست خود را بریده بودند،) گفت: این همان کسی است که مرا درباره او ملامت می‌کردید. و البتّه من از او کام خواستم، ولی او پاکی ورزید. واگر آنچه را به او دستور می‌دهم انجام ندهد، حتماً زندانی خواهد شد و از خوارشدگان خواهد بود.».

      عبارت فَاسْتَعْصَمَ به این اشاره دارد که حضرت یوسف(ص) طلب عصمت کردند. در دعای روز 25ماه رمضان می خوانیم:« یا عاصم قلوب النبیین!، ای نگهدارنده دل پیامبران! ».ای عصمت بخش دل های پیامبران. در دعای جوشن آمده است «یا عاصم من استعصمه.».

      این تعبیرات برای این است که هر کسی پناهندگی داشته باشد، چرا خداوند نجاتش ندهد؟ وجود او علی الدوام ذکر الله می شود. چرا؟ در بازار است و خدا او را یاد می کندو معاش او حلال می شود.

      عمل صالح در گرو رزق و روزی حلال است. آیه 51سوره مومنون خداوند می فرماید: یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ، ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه (و پسندیده) بخورید و کار نیکو انجام دهید، همانا من به آنچه انجام می‌دهید آگاهم. ».

      متقین متذکر پروردگار عالم می شوند

      کسانی که امام حسین(ع) را کشتند، شکم های آن ها از حرام پر شده بود که در برابر عین الله ایستادند. با وجودی که می دانند حق با امام حسین(ع) است و نعمت خدا را می شناسند باز انکار می کنند. قرآن کریم می فرماید متقین کسانی هستند، زمانی که طائفه ای از شیطان می آید، متذکر پروردگار عالم می شوند.

      وی اظهار کرد: برخی می گویند اینکه برخی در این دنیا خوشبخت هستند و برخی مشکلات دارند، با عدالت خدا سازگار نیست. نام دو دسته انسان در قرآن کریم آمده است شقی و سعید.

      در مورد انسان شقی خداوند می فرماید:«فَأَمَّا الَّذِینَ شَقُوا فَفِی النَّارِ لَهُمْ فِیها زَفِیرٌ وَ شَهِیقٌ، امّا (آن) کسانی که بدبخت شده‌اند، پس در آتش (اند و در آنجا) ناله‌ای (زار) و خروشی (سخت) دارند.»..

      و در مورد انسان سعید می فرماید:«وَ أَمَّا الَّذِینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّهِ خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّکَ عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ، و امّا کسانی که خوشبخت (و سعادتمند) شده‌اند، پس تا آسمان‌ها و زمین پابرجاست، در بهشت جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد (این) عطایی قطع ناشدنی است.

      از ترجمه آیات متوجه می شویم که انسان ها در شقاوت خودشان نقش دارند و در سعادتشان خداوند نقش دارد، چوت سعادت را مجهول آورده است و نمی گویند سعادتمند هستند؛ بلکه می فرماید شدند.

      مصیبت ها به سبب عمل خودمان است

      پس «ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ کَفی‌ بِاللَّهِ شَهِیداً، (ای انسان!) آنچه از نیکی به تو رسد از خداست و آنچه از بدی به تو برسد از نفس توست. و (ای پیامبر) ما تو را به رسالت برای مردم فرستادیم و گواهی خدا در این‌باره کافی است. ».

      مصیبت که به ما می رسد به خاطر عملکرد خودمان است.«وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ، و آنچه از مصیبت به شما رسد پس به خاطر دست آورد خودتان است.». منظور این است که

      امام رضا(ع) می فرماید: «أَنَّهُ قَال‏ ...مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ کَمَثَلِ الْمَلَائِکَهِ فِی سُجُودِهِمْ لآِدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَی وَلَایَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ فِی رَفْضِهِ السُّجُودَ لآِدَمَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً‏...، امام رضا(ع): مثل مومنین در قبول کردن ولایت امیر المومنین در روز غدیر خم مثل ملائکه است در سجده بر آدم و مثل کسانی که امتناع کردند مثل شیطان است که به آدم سجده نکرد و در همین روز این آیه نازل شد : امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را تمام نمودم و اسلام را بعنوان دین شما پذیرفتم...».

      مثل مومنین که ولایت حضرت علی(ع) را در روز غدیر خم قبول کردند، مثل ملائکه است که باید به آدم سجده می کردند. پس کسانی که ولایت را قبول کردند مانند ملک سجده می کنند. قبول ولایت معادل سجود است و مثل کسی که ابا کردند و زیر بار ولایت نرفتند، مثل ابلیس است.

      وی با طرح این پرسش که شیطان بر چه کسانی تسلط ندارد، گفت: خداوند می فرماید:«إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلی‌ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ، البتّه شیطان را بر کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند، غلبه و سلطه‌ای نیست. ».

      اگر می خواهیم هیچ سلطه ای از ناحیه ابلیس به ما نرسد، باید یک مومن و دوم متوکل باشیم. مومن باشم یعنی چه کاری انجام دهیم؟ یعنی اهل فسق نباشیم. سند محکم آن در قرآن است. چه زیبا می فرماید مومن کسی است که فاسق نباشد. «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ، پس آیا کسی که مؤمن است مثل کسی است که فاسق است؟ (هرگز چنین نیست، این دو گروه) مساوی نیستند.».

      پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:« یَقُولُ الْکَلْبُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَنِی کَلْباً وَ لَمْ یَخْلُقْنِی خِنْزِیراً وَ یَقُولُ الْخِنْزِیرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَنِی خِنْزِیراً وَ لَمْ یَخْلُقْنِی کَافِراً وَ یَقُولُ الْکَافِرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَنِی کَافِراً وَ لَمْ یَجْعَلْنِی مُنَافِقاً- وَ الْمُنَافِقُ یَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَنِی مُنَافِقاً وَ لَمْ یَخْلُقْنِی تَارِکَ الصَّلَاه، سگ می گوید حمد خدا را که مرا سگ قرار داد و خوک قرار نداد ، خوک می گوید حمد خدا را که مرا خوک قرار داد و کافر قرار نداد

      کافر می گوید حمد خدا را که مرا کافر قرار داد و منافق قرار نداد، منافق می گوید حمد خدا را که مرا منافق قرار داد و تارک الصلاه قرار نداد.

      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       
  • آمار بازدیدکنندگان
    مجموع بازدیدها :
    1,145,611
    تعداد بازدید امروز :
    113
    تعداد بازدید دیروز :
    552
    تعداد کاربران آنلاین :
    0